گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

153

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

باشيم كه دشمن با نيروى كلان بما حمله نكرده بود و بىآنكه صدمهء كلى وارد كرده باشد ما را متوجه نقايص كار و احتياجات خودمان كرده است زيرا كه در حال حاضر دشمن مىتواند ما را با تير و فلاخن از فاصلهء دور هدف سازد بدون اينكه كمانداران كرتى و يا فلاخن اندازان ما قادر باشند متقابلا جواب بدهند هنگامى كه ما آنها را دنبال كرديم ناچار كارى طولانى شد كه موضوع عمده‌اى نيست و در مسافت محدود هم هيچ پياده نظامى هر اندازه چست و چالاك باشد باز قادر نخواهد بود پيادهء ديگرى را كه دستهء تيرانداز پشتيبان اوست دستگير كند . بنابراين اگر بخواهيم از صدمات بيشتر آنها در حين عقب‌نشينى كاملا جلوگيرى كنيم بايد فورى نفرات سوار و همچنين فلاخن انداز فراهم سازيم . شنيده‌ام افرادى اهل روديا « 1 » در لشكر ما هستند كه اكثر آنها در فلاخن‌اندازى ماهرند و اسلحهء آنها بردى دو برابر فلاخن پارسيان دارد چون برد فلاخن سربازان پارسى چندان زياد نيست زيرا سنگى كه در آن قرار ميدهند به اندازه‌ايست كه در مشت جا گيرد و حال آنكه اهالى روديا فلاخن گلوله‌دار به كار مىبرند ازين‌رو اگر بتوانيم روشن سازيم چند نفر در لشگر ما اين كاره‌اند نه فقط بايد بواسطهء فلاخن‌اندازى اجرتى اضافى دريافت دارند بلكه بايد آنهائى را كه فلاخن تازه هم به كار اندازند اجرت مضاعف داد . بعلاوه اگر بشود براى نفراتى كه ازين بابت به حال ما مفيد واقع شوند امتيازى تمهيد كنيم گمان مىكنم داوطلبان بيشترى براى يارى خويش خواهيم داشت . همچنين بىاطلاع نيستم اسبانى نيز در لشكر ماست كه چندتا از آنها در گروهان خود من است تعدادى هم

--> ( 1 ) - Rhodia